خاطره هام

مطالب مرتبط با «1800» در خاطره هام | نویسنده: ستایش شریعتی

+180

چقدر دلم برا همه چیز و همه کس تنگ شده.. برا مهدیه ک خالم بود اکسیژن - عقل کل - گاو ماهی - ممنوعه - فلانی - dunhill ... همهمه کاش اینجا یه سری بزنید :( پ.ن: آدم گذر زمان رو حس میکنه.. من وقتی اینجا خاطره هام رو می نوشتم خیلی کوچولو بودم؛ یه دختر دبیرستانی حالا ک دانشگاه میرم.. خیلی از اون روزا گذشته.. :) امیدوارم مث قبل تر ها دوست های خوب پیدا کنم اینجا شروع: یکشنبه - 10 مرداد - 95 مصادف با بیست سال و شش ماهگی م - دقیق - امروز برای اولین بار ب صورت جدی به یه جایی برای کار کردن سر زدم. یه فروشگاه لوازم تحریر/بازی فکری فروشی با اون اقایی ک صحبت کردم خیلی مهربون و خوش اخل...

ادامه مطلب