خرید بک لینک

درباره سایت

 خاطره هام

امکانات وب

چقدر دلم برا همه چیز و همه کس تنگ شده..

برا مهدیه ک خالم بود

اکسیژن - عقل کل - گاو ماهی - ممنوعه - فلانی - dunhill ... همهمه

کاش اینجا یه سری بزنید :(

پ.ن: آدم گذر زمان رو حس میکنه.. من وقتی اینجا خاطره هام رو می نوشتم خیلی کوچولو بودم؛ یه دختر دبیرستانی

حالا ک دانشگاه میرم.. خیلی از اون روزا گذشته.. :)

امیدوارم مث قبل تر ها دوست های خوب پیدا کنم اینجا

شروع: یکشنبه - 10 مرداد - 95 مصادف با بیست سال و شش ماهگی م - دقیق -

امروز برای اولین بار ب صورت جدی به یه جایی برای کار کردن سر زدم.

یه فروشگاه لوازم تحریر/بازی فکری فروشی با اون اقایی ک صحبت کردم خیلی مهربون و خوش اخلاق بود ولی چون موقع دانشگاه دیگه نمی تونستم برم جدی راجع ب کار صحبت نکردیم - هر چند ک اگه اکی هم میشد احتمالا مامانم مخالف بود -

حتی فک کردن ب یه کار تمام وقت ک از 10 صبح تا 8 شبه و همه ش با آدما در ارتباط یه جورایی جالب و هیجان انگیز و یکم استرس زاس

ولی واقعا صاحب کار خوش اخلاقی بود.. از همون بدو ورود بدون این ک ما رو کامل بشناسه کلی تحویلمان گرفت :) شکلات تعارف کرد.. میخواست چای بیاره ..و گف کاش دانشگاهتون رو ول میکردی می اومدی اینجا کار کنی - با اینکه هیچ شناختی نداشت ازم -

+ ایشالله یکی رو زود پیدا کنن :)

برچسب: 1800flowers,1800 contacts,1800petmeds,1800,1800gotjunk,180 cm in feet and inches,180 days from today,180 pounds in kg,1800petmeds coupon,1800 flowers coupon, نویسنده: ستایش شریعتی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 7:58

صفحه بندی